تبلیغات *جغرافیای طبیعی،سیاسی ..
(21)
*مشکلات و محرومیت ها..
(27)
*جاذبه هاو توانمندی های خُرّمکوه
(17)
*پیشینه و تاریخ روستای خُرّمکوه
(5)
*صنایع دستی و مشاغل
(8)
*فرهنگ،آداب و رسوم
(19)
*کلیات روستاشناسی
(8)
*گویش محلی و...
(12)
*امامزاده طاهر(ع)
(2)
*شهدای خرمکوه
(11)
*تصاویرخُرّمکوه
(40)
*اخبار خرمکوه
(21)
*عمومی
(45)
با سلام اگر دوست دارید چند تا از واژه هایی که در گویش محلی روستای خرمکوه استفاده می شود را با هم مرور نماییم،از شما بازدید کنندگان گرامی هم در خواست می شود اگر پیشنهادی در باره ی این موضوع دارید ارائه بفرمایید.
ظروف:
کَسه:بشقاب
تاس:کاسه
تِیمچه:دیگ
قزگان:دیگ بزرگ
مِرسیه:ظرف مسی برای آب
نِیره:ظرف سفالی بزرگ برای کره گیری
کَتِره:کفگیر
قَبدان:کاسه بزرگ
دوری:دیس
اُوخوری:لیوان
نِفین:درٍِِِِِ دیگ
مجمعه:سینی بزرگ مسی
میل:سیخ
کولی بیج:ماهی تابه

نِنا،اجه،مَهَر:مادر
آقا:پدر
بابا:پدر بزرگ
اَنَّّّی:مادر بزرگ
بِره:برادر
خاخور:خواهر
خالو:دایی
عامو:عمو
ماشل:خاله
زَهک:بچه
لاکو،لَکی:دختر
کوتَی،کوته،گَلَی:پسر
چند تا ضرب المثل که در گویش محلی در روستای خرمکوه و در روستاهای دیگر منطقه عمارلو و گیلان استفاده می شود ،را آورده ام،که هر کدام از این ها گویای مطالب و نکات فراوان هستند.
1-اینــی لـحـف تـزه بـیبی.
تجدید فراش کرده . کارش جور شده. نانش در روغن افتاده
2ـ یه لگه گلش پیدا گودی ، پرسه چره مردوم پابرنده گردن .
یک لنگه کفش پیدا کرده ، می پرسد ، چرا مردم پابرهنه راه می روند .
3- یته نوخورم نوخورم گو اه با وترسین ، یته ام نوشم نوشم.
یکی از آدمی که می گوید نمی خورم باید ترسید ، یکی از آدمی که می گوید پا نمی شویم .
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
.پسر گفت:من تورا می برم که بیندازم،آن وقت تو می خندی؟پدر گفت:یاد کار خودم افتادم ،که من با پدرم چنین کردم و اینک تو هم با من همان می کنی!!!....
نام گنجشک کوچکی است،این گنجشک یک روز برای آوردن غذا برای بچه هش به بیرون میره و وقتی برمی گرده،بچه بهش مگن،مادر وقتی نبودی یه حیوونی از زیره لونه رد شد که خیلی بزرگ بود!گنجشک مادر به جوجه ها گفت اندازه ی من بود؟بچه ها گفتن :آره خیلی خیلی بزرگ بود!گنجشک مادر خودشو بازکرد و بادی به زیر پرهاش انداخت و گفت:ایقدر می شد.دیگه از این اندازه که بزرگتر نبود.بچه ها گفتند نه مادر خیلس از تو بزرگتر بود.گنجشک مادر دید که نمی تونه به بچه ها بفهمونه که از اون بزرگتر چیزی وجود نداره یا لااقل اونا نباید بزرگتر از مادرشون چیزه دیگه ای تصور کنن،بچه ها را زیر پا گرفت و اونا رو کشت.





یاداشت های امروزم را به افعالی(مصدر)که در گویش محلی روستای خرمکوه به کار می رود اختصاص داده ام.امیدوارم حق مطلب ادا شده و نظرات خودتان را ارائه بفرمایید.
اومیَن:آمدن اَردَن:آوردن * کَتَن:افتادن*بِبیشتَن:سرخ و برشته
اِیشتاوستن:شنیدن* بیچَستَن:سردشدن* اِیجَن:ریزکردن ویگیتَن:برداشتن
گِیندَن:انداختن * ویگیتَن:برداشتن* نَهَن:گذاشتن* نَرِسِیَن:نرسیدن
فیویَن:ریختن* چییَن:چیدن *دوخاندَن:صدا زدن* دِیگَندَن:آویختن
بییَن:بریدن* دِوَستَن:بستن* نَهن:گذاشتن* خوتتَن:خوابیدن
وَزِیَن:پوشیدن ویریشتَن:بلند شدن
شدن دباختن:باختن دِوَستن:بستن فَویشتَن:بستن
دوخورُستَن:خراب شدن وازگودن:پریدن
سووِستَن:ساییدن کلِستن:ریختن دوگودن:پوشیدن
رشتن:ریسیدن دِنَن:داخل چیزی کردن دوگودن:ریختن
در داخل چیزی
رَسین:رسیدن رمستن:رمیدن سوجستن:سوزیدن
فِوَردن:بلعیدن واگودن:باز کردن فووستن:ریختن
فِخَستن:فروکردن فِتَرکستن:حمله کردن فوخوتن:هل دادن
فیزیَن:تپاندن،فروکردن فودوشتَن:مکیدن
فوکوشتن:خاموش کردن
کرِستن:کاشتن گودَن:کردن کِیشین:کشیدن
کتَن:افتادن گرِستن:گشتن زییَن:زدن
گوتن:گفتن دَبیَن:بودن یَرِستن:جراءت کردن
نالستن:نالیدن نَهَن:نهادن ییَن:باز کردن
یتتن:پیدا بییَن:بریدن لووِستن:لابه گفتن(صدای سگ)
واوییَن:باز شدن وَستن:میل داشتن
وَرِستن:باریدن هییَن:خریدن فروتن:فروختن شییَن:رفتن
ترانه هایی محلی که در روستاها گیلان رواج دارد:
روخانای آب بامو پردا بََردا منو و می یارکا هردو بَبَردا
پُره سازان بِیَن پَردای بسازین منو و می یارکا همدل بسازین
هوارا مه بِگیته وایِ برمن ترسَم لاییز بیایه بر سرمن
ترسم لاییز بیایه لایی به لای میانِ لای بمانوم وای بر من 
اگه یار منی راهانَه بیه اگه راهان نُبه باغانه بیه
اگر دانی که دشمن در کمینه سفید ماهی بُب روخانه بیه
سرکوهی بُشوم بلبل بگیرم می بال تیر بخورد ترسم بمیرم
بُشم پیش حکیم مرهم بگیرم اگر مرهم نُبو تی وَر بمیرم 
www. khrramkoh.ir تمام حقوق سایت خُرّمکوه محفوظ است Copyright 2010, khorramkoh.ir , All rights reserved khorraamkoh@gmail.com